یکشنبه ۳ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۳۸
نظرات: ۰
۰
-
بحران هویت برای بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی ایران؛ نمایشگاه کتاب در منگنه اقتصاد و سیاست

نمایشگاه کتاب تهران امسال برخلاف سال‌های گذشته تنها مجازی برگزار شده؛ اقدامی که بیش از اینکه از سر اختیار و برای برپایی بهتر باشد، گویا از سر ناچار بوده است.

به گزارش اطلاعات آنلاین، این روزها تماشای فضای فرهنگی و هنری کشور، تماشای زیستن در مجمع‌الجزایری از تصمیم‌های اضطراری است. سایه سنگین شرایط ویژه اجتماعی، اقتصادی در دوران آتش‌بس سبب شده تا هر رویداد فرهنگی، از کنسرت و تئاتر گرفته تا گالری‌ها و نمایشگاه‌ها، نه از سر برنامه‌ریزی‌های بلندمدت و توسعه‌محور، بلکه با نوعی ناچاری و تلاش برای حفظ بقا گره بخورد. با این حال، در این وانفسا و بازار راکد فرهنگ، هر اقدامی که چراغ مطالعه را روشن نگه دارد، دست مخاطب را به کتاب برساند و به نقدینگی ناشران کمک کند، غنیمت است و باید آن را به فال نیک گرفت. اما این ناچاری نباید راه را بر آسیب‌شناسی فرآیندها ببندد؛ چرا که نمایشگاه کتاب تهران در آخرین تجربه خود به شکل مجازی، بیش از هر زمان دیگری با هویت اصلی خود فاصله گرفت.

برای درک عمق ماجرا، ابتدا باید خط‌کشی مشخصی میان مفهوم نمایشگاه کتاب در ایران و نمونه‌های معتبر جهانی آن ترسیم کرد.

در نمایشگاه‌های بزرگ بین‌المللی دنیا (مانند نمایشگاه کتاب فرانکفورت یا بولونیا)، نمایشگاه هرگز یک «کتاب‌فروشی بزرگ» نیست. آنجا میدان اصلی تعامل صنعت نشر است؛ محلی برای دیدار رو در روی نویسندگان، مترجمان و منتقدان با مخاطبان و یکدیگر، مذاکرات پیچیده تجاری و مبادله «رایت» (حق مالکیت معنوی و ترجمه) کتاب‌ها بین ناشران بین‌المللی و علاوه بر این‌ها برگزاری نشست‌های تخصصی، نقد کتاب و سمینارهای بررسی آینده صنعت نشر. از این‌رو در این رویدادها، مخاطب برای خرید تک‌جلدی کتاب با ۱۰ یا ۲۰ درصد تخفیف صف نمی‌کشد، بلکه برای کشف جریان‌های تازه فکری حاضر می‌شود.

در مقابل، نمایشگاه کتاب تهران از همان سال‌های ابتدایی شکل‌گیری، وجهه فروشگاهی پررنگی داشت و به دلیل ضعف سیستم توزیع سنتی در شهرستان‌ها، نقش یک کتاب‌فروشی بزرگ و موقت را بازی می‌کرد. با این حال، در دوره‌های حضوری، مصلای تهران همچنان پاتوقی برای دیدارهای فرهنگی و دلخوشی‌های جمعی اهل قلم بود. اما با مجازی شدن کامل این رویداد، همان پوسته باریک رویدادهای فرهنگی نیز به کلی فرو ریخت. نمایشگاه کتاب تهران با حذف فیزیکی مخاطب و اهل قلم، عملاً به یک وب‌سایت فروشگاهی بزرگ با چاشنی تخفیف و ارسال رایگان تقلیل یافت؛ فضایی که در آن اتمسفر فرهنگی جایش را به الگوریتم‌های جستجو و کدهای تخفیف داد.

و ناگهان نمایشگاه

گذشته از این تغییر هویت ساختاری، برگزاری این دوره به صورت مجازی با زنجیره‌ای از مشکلات اجرایی و سیاست‌گذاری همراه بود که صدای ناشران و رسانه‌ها را درآورد. یکی از چالش‌های جدی این دوره، نحوه چیدمان و نمایش کتاب‌ها در سامانه بود. حضور پلتفرم‌های بزرگ کتاب دیجیتال و صوتی در کنار نسخه چاپی ناشران، به یک میدان رقابت نابرابر تبدیل شد. قرار گرفتن نسخه ارزان‌قیمت الکترونیکی درست در کنار کتاب چاپی ناشر در صفحه جستجو، عملاً بخش زیادی از فروش فیزیکی ناشران را که سرمایه‌گذاری سنگینی روی کاغذ و چاپ کرده بودند، بلعید و به سمت درآمدزایی این پلتفرم‌های بزرگ سوق داد.

اعلام ناگهانی و دیرهنگام برگزاری نمایشگاه در اردیبهشت‌ماه از دیگر مسائلی بود که ناشران و مخاطبان کتاب به آن انتقاد داشتند.  این تصمیم ناگهانی دو آسیب بزرگ به همراه داشت؛ نخست این‌که  به دلیل شرایط خاص و ناآرامی‌های کشور در زمستان سال گذشته، فرآیند اعلام وصول و ثبت بسیاری از کتاب‌های جدیدی که از دی‌ماه به بعد منتشر شده بودند، عقب افتاد و ناشران نتوانستند مهم‌ترین برگ‌های برنده خود را به سیستم نمایشگاه تزریق کنند.

و دیگر اینکه برگزاری رویداد در روزهای پایانی اردیبهشت و درست قبل از واریز حقوق کارمندان و مستمری‌بگیران، شانس خرید را از بسیاری از خانواده‌ها گرفت؛ آن هم در شرایطی که قیمت کتاب به شدت افزایش یافته است.

نبود تبلیغات مناسب از دیگر انتقادات جدی در این دوره به‌شمار می‌رود. در حالی که نمایشگاه مجازی بیش از هر چیز به پهنای باند تبلیغاتی و جریان‌سازی رسانه‌ای نیاز دارد، این دوره در سکوت خبری و انزوای رسانه‌ای عجیبی پیش رفت. ناشران به دلیل محدودیت‌های ارتباطی و چالش‌های شبکه‌های اجتماعی، امکان بازاریابی موثر برای آثارشان را نداشتند. ضعف در اطلاع‌رسانی تا جایی پیش رفت که حتی بخش زیادی از جامعه تا روزهای میانی رویداد، از وجود نمایشگاه مطلع نبودند.

هرچند برگزاری نمایشگاه کتاب در این روزهای سخت، دستاورد بزرگی مانند عدالت در دسترسی و پایان دادن به رنج سفر و دوری راه را برای دوست‌داران کتاب در سراسر کشور به ارمغان آورد و به عنوان یک مسکّن موقت برای تزریق نقدینگی به بدنه رنجور نشر مفید بود، اما این رویداد، هم‌زمان آینه‌ای تمام‌نما از مدیریت اضطرار در عرصه فرهنگ شد. تقلیل دادن بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور به یک ساختار صرفاً فروشگاهی و بی‌روح، زنگ خطری است که نشان می‌دهد اگر برای هویت زنده، پویا و تعاملی فرهنگ چاره‌ای اندیشیده نشود، در آینده نزدیک چیزی جز ویترین‌های دیجیتال بی‌مخاطب باقی نخواهد ماند.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی